شمس الدين محمد بن محمود آملي
390
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
جنوب افتد . و در ديگر نيمه در جانب شمال و فصول سالى آنجا هشت بود دو تابستان و ابتداى آن در وقت رسيدن آفتاب به دو نقطه اعتدال شود كه به سمت الرأس رسيده باشد و دو زمستان و ابتداى آن رسيدن آفتاب به دو نقطه انقلاب باشد كه در غايت دورى بود از سمت الرأس و دو بهار و ابتداء آن بوقت رسيدن آفتاب باوساط اسد و دلو باشد و دو خريف و ابتداء آن بوقت رسيدن آفتاب باوساط عقرب و ثور باشد و هر بقعه كه معدل النهار و قطب او بر سمت الرأس آن بقعه نباشد دور فلك آنجا حمايلى بود . و بنابر ميل از سمت الرأس آفاق آن موضع را آفاق مايله خوانند و در آفاق مايله يك قطب معدل النهار مرتفع باشد از افق و ديگرى منحط ازو و ارتفاع و انحطاط به قدر ميل معدل النهار باشد از افق . و ميل افق از معدل النهار و جميع آن آفاق مدارات يوميرا كه آندواير موازى معدل النهارند به دو قوس مختلف قطع كنند . و قوسيكه ظاهر بود از آندواير فوق الارض در شمال بزرگتر باشد از قوس خفى كه تحت الارض باشد و در جانب جنوب به عكس اين بود . پس هرگاه كه آفتاب در بروج شمالى بود روز درازتر بود از شب بواسطهء آنكه مكث او فوق الارض بيشتر باشد از مكث او تحت الارض و چون در بروج جنوبى باشد به عكس اين بود چه مكث آفتاب تحت الارض بيشتر باشد از فوق الارض و اين وقتى باشد كه قطب مرتفع از افق قطب شمالى بود همچو در بلاد ما و اگر قطب مرتفع از افق قطب جنوبى باشد حكم به عكس اين بود چه قوس ظاهر فوق الارض بزرگتر باشد از خفى تحت الارض و آفاق مايله پنج قسمند : اول افقيكه عرض آن از ميل كلى كمتر باشد . دويم آنكه عرض او مساوى ميل كلى باشد . سيم آنكه عرض او از ميل كلى بيشتر و از تمام ميل كلى كمتر بود . چهارم آنكه عرض او مساوى تمام ميل كلى باشد .